وبمسترها پولدار شوید !! هر کلیک 200 ریال
#* خیلی دور  خیلی نزدیک *#
  
 SO FAR ########### SO CLOSE
طنز و خنده
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو
موضوع بندی

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 29 آذر ماه سال 1385

 
چهارشنبه 29 آذر ماه سال 1385
کارت الکترونیک

دوستان که علاقه دارن کارت برای مناسبت های بفرستن

                                                                اینجا کلیک کنید 

حالشو ببرین

شب یلدا همتون پیشاپیش مبارک

ایرانی   ایرانی بمان


 
چهارشنبه 22 آذر ماه سال 1385
عشق یعنی ؟

گروه متخصص و محققی در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق ترو متفکرانه تر از تصورات بود


سوال این بود:
معنی عشق چیست؟

نظر شما راجع به جوابهای بچه ها چیست؟

 بیلی - 4 ساله: وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده.

 زبکا - 8 ساله: مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، این عشقه.

 کارل -5 :ساله: عشق موقعیکه دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو کنن

کریستی - 6 ساله: عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما.

 دنی - 7 ساله: عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه.

 تری - 4 ساله: عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره .

 امیلی - 8 ساله: عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین.

 بابی - 7 ساله: عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش کنی

نیکا 7 - ساله:اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی

نوئل - 7 ساله: عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش.

 تامی - 6 ساله: عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن.

 کیندی 8 - ساله: موقع تکنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول می خوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد. من دیگه نترسیدم.

 کلر - 6 ساله: مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره.

 الین- 5 ساله :عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا.

کریس - 7 ساله:عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره.

مری آن- 4 ساله :عشق وقتیه که سگت می پره بقلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روزتو خونه تنهاش گذاشته باشی.

 

 لورن - 4 ساله: می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره.

کارل - 7 ساله: وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن.

 مارک - 6 ساله: دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد.

و بالاخره آخریش ؛رقابتی که هدفش پیدا کردن مسئول ترین بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله ای برنده می شه. همسایه دیوار به دیوار این آقا پسر یک مرد مسن یود. این آقا به تازگی همسر خودشون رو از دست داده بودند. پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه کردن دیده بوده به حیاط خانه پیرمرد وارد می شه و می پره بغلش و همونجا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه که چی کار کردی؟ میگه که هیچی من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کنه!

 


 
یکشنبه 19 آذر ماه سال 1385
درد مشترک

من و خروس هر دو
یک درد مشترک داریم
هر دو پی مرغیم و نمی یابیم
هر دو از کم یابی مرغ نالانیم
و خسته از این همه گشتن

خروس می خواهد
پیدا کند یاری برای تمام عمر
و من می خواهم
تنها یک شب با شکمی سیر سر بر بالین بگذارم

من و خروس می گردیم
گرسنگی آزارم می دهد
نگاهی به چهره نه چندان معصوم خروس می کنم
به راستی مزه ی خروس با مرغ فرقی می کند؟!
چرا این فکر تا الآن به ذهنم نرسیده بود ...
کارد را بر می دارم
خروس ناباورانه من را می نگرد ...

دیگر من و خروس آن درد مشترک را نداریم!

 


 
شنبه 18 آذر ماه سال 1385
**

اگر زنده هستی

بدین معناست

هنوز به جاییکه باید برسی نرسیده ای

                                                کوئیلو


   1      2      3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 178560


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
Locations of visitors to this page Search Engine Optimizationپست الکترونیک من
اس ام اس ; رایگان ; کاریابی ; احمدی نژاد; پرسپولیس ; عکسهای باحال; 18; جوک ; هدیه تهرانی ; دانلودموزیک و فیلم ;